امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

«فَرَض اللّه الصَّلوةَ تنزیها عَن الکِبر».

خداوند متعال نماز را به خاطر پاک شدن از کبر و وارستگی از پلیدی تکبُّر واجب فرموده است.

یکی از مهمترین فواید و آثار نماز، کبرزدایی است. کبر و خودپسندی بزرگترین صفت رذیله و به معنی خود بزرگ دیدن در برابر دیگران است. کبر بر دو قسم ظاهری و باطنی است که خوی باطنی را «کبر» و آثار ظاهری را «تکبّر» می گویند. تمام صفات رذیله و خویهای زشت حیوانی و شهوانی و شیطانی از حالت کبر سرچشمه می گیرد. از این رو، برای جلوگیری از هر خو و صفت زشتی باید از پیدایش کبر جلوگیری کرد و راهش این است که پیوسته «بندگی» را از دست نداد. کبر نه تنها در جامعه متدیّن اسلامی بلکه در تمام ملل و ادیان بشری مورد نکوهش قرار گرفته است. انسان متکبّر پلنگ صفت است و جز خود کسی را نمی بیند. از این رو، انتظار دارد همه کس در برابر او کرنش کند و او خود به کسی اعتنا نکند. همه کس او را احترام و او به دیگران بی احترامی کند.

جای هیچ تردیدی نیست که سرچشمه تکبّر، عقده حقارت است؛ چنان که امام صادق - علیه السلام - فرمود:

«ما مِنْ رَجُلٍ تَکَبَّرَ اَوْ تَجَبَّرَ إلاّ لِذِلَّةٍ وَجَدَها فی نَفسِهِ.»

«هیچ مردی تکبّر و گردنکشی نکند، مگر برای حقارتی که در درون خود احساس می کند.»

از این رو، شخص متکبّر در پی جبران حقارتی است که در درون خود احساس می کند.

انسان نمازگزار با بندگی به درگاه آن عزیز متکبّر، درونش را سرشار از غرور بندگی، نماید و عزّت دنیا و آخرت را کسب می کند. پس سرچشمه تکبّر؛ یعنی عقده حقارت در نمازگزار حقیقی راهی ندارد و در نتیجه داعیه ای برای تکبّر وی باقی نمی ماند.

بهترین راه مبارزه با تکبّر و دفع و رفع خودبینی و خودپرستی، خداپرستی است؛ زیرا انسان با عبادت، پلنگ طبیعت را در برابر خدا به زمین می کوبد و خداوند متعال برای پاکیزه گردانیدن انسان از تکبّر، نماز را برایشان فرض و واجب فرمود تا بر اثر مداومت بر آن و انجام دائمی آن در هر شب و روز به فروتنی عادت کنند و آن صفت زشت را از خود برهانند. ضمن این که نماز برای کسی که با دیده بصیرت به آن بپردازد، سبب رفع کبر و خودپسندی و نخوت نسبت به دیگران است.

مولا علی - علیه السلام - فرمود:

«وَعَنْ ذلِکَ مَا حَرَسَ اللّه عِبادَهُ المُؤمنینَ بالصَّلواتِ و الزّکَواتِ، وَ مُجاهَدَةِ الصّیامِ فی الأیّامِ المفروضاتِ تسکینا لأطرافِهِم وَ تخشیعا لأبصارهِم و تَذلیلاً لنفوسِهِمْ و تحْفیضا لِقُلوبِهِم وَ إذهابا لِلْخُیَلاء عَنْهُمْ.»

«خدای بزرگ بندگان مؤمن خود را به وسیله نماز و زکات و کوشش در روزه گرفتن در روزهای واجب، حفظ می کند تا مایه آرامش اعضایشان شود و دیدگانشان خاشع شود و جانهایشان فروتن شود دلهایشان نرم شود و خیال خود بزرگ بینی و تکبر از آنها دور کند.»

نمازگزار وقتی در نماز، پیشانی خود را که بالاترین و شریفترین عضو از اعضای بدن است به روی خاک می گذارد، به عجز و ناتوانی خود و عظمت و کبریایی حضرت حق روز به روز بیشتر پی می برد و به واقع رمز و حقیقت سربلندی مؤمنان همین خاکساری به درگاه خداوند است. نماز، این شست و شوی روحی و شبنم با طراوت یاد خدا، چه زیبا و کامل زنگارهای نخوت را می زداید، غبار غرور را می شوید و بنده را به فروتنی وا می دارد. همچنین ناچیز بودنش را در برابر ذات بیکران کبریایی به خاطرش می آورد و با پستی جسمش روح او را متعالی می گرداند.